خرید بک لینک
موضوع تعیین ارزش یکی از مباحث مهم حسابداری هست بدیهی است وقتی کالا یا خدمتی را تحصیل می کنیم ، ارزش آن کالا یا خدمت معادل مبلغ نقد خرید به علاوه هزینه هایی است که برای به بهره برداری رسیدن یا آماده شدن اون کالا یا خدمت صرف می شود و در این مقوله چالشی برای ارزشگذاری نداریم اما وقتی قرار باشد کالاهایی که ارزشگذاری شده اند را واگذار کنیم هرچند قیمت فروش آنها را ما تعیین می کنیم ولی باید مشخص کنیم کالاهای واگذارشده ، از کدام کالاهای موجود بوده اند ون ورودی ها ممکن است با ارزش های متنوع و مختلف ثبت شده باشند در اینجا حسابداری دو راهکار اساسی دارد ۱- راهکار واقعی (شناسایی ویژه)۲- راهکار فرضی (لایفو،فایفو،میانگین،نایفو،هایفو)استفاده از راهکار شناسایی ویژه منوط و مشروط به وجود تکنولوژی مناسب در شرکت و یا محدود بودن گردش کالا می باشد به همین دلیل در اکثر شرکتهای ایرانی از راهکار فرضی استفاده می شود ضمن اینکه در ایران عمدتا گزاره ی میانگین مورد استفاده شرکتهای بازرگانی می باشد زیرا در توافقی نانوشته ، موضوع مورد پذیرش سازمان مالیاتی هم است و البته برخی به اشتباه کاربرد گزاره ی میانگین را به ممنوع بودن سایر روش ها در ایران مربوط می کنند که اصولا ممنوع بودن استفاده از روش های حسابداری ، بی معنی است نکته ی دیگر، محل ظهور بکارگیری این راهکارها در شرکتها است به ترتیبی که در شرکتهای بازرگانی ، هنگام فروش کالا باید از این راهکارها برای تعیین بهای تمام شده ی کالای فروخته شده استفاده کنیم و در شرکتهای تولیدی محل ظهور این راهکارها در سه رویداد می باشد اولی هنگام مصرف مواد به خط تولید که باید مشخص کنیم مواد مصرفی از کدام مواد ورودی بوده است دوم هنگام تعیین بهای تمام شده کالای ساخته شده هنگامی ک

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رضایی تاريخ: سه شنبه 29 خرداد 1403 ساعت: 20:24

وقتی پیگیر یک طبقه بندی از مالیات می شویم در اکثر منابع موجود مالیات را به دو دسته ی مالیات مستقیم و غیرمستقیم طبقه بندی نموده اند معیار این طبقه بندی بر "شناخت مودی" تکیه دارد یعنی اگر مالیات مستقیما از دارایی یا درآمد شخص اعم از حقیقی و حقوقی اخذ گردد و برای سازمان مالیاتی مشخص باشد چه کسی مالیات داده آنگاه آن مالیات ، مالیات مستقیم است و اگر مالیات بواسطه از مالیات دهنده اخذ و شخص مالیات دهندا برای سازمان مالیاتی مشخص نباشد ، آن مالیات ، نوعا مالیات غیرمستقیم است خب جدای از اینکه این طبقه بندی چه دردی را دوا کرده که در اکثر کتب و منابع به عنوان مشهورترین طبقه بندی مالیات مطرح است این طبقه بندی از دیدگاه حاکمیت یا همان سازمان مالیاتی معنا دارد برای من بسیار جالب است که اگر از اکثر مدیران مالی شرکتها بپرسی انواع مالیات چیست همین طبقه بندی را بیان می کنند آخر این طبقه بندی از دبدگاه مودی اصلا محلی از اعراب نداردپیشنهاد من برای طبقه بندی مالیات از دیدگاه مودیان این است که مالیات به دو دسته ی "خودی" و "ناخودی" طبقه بندی می شود مالیات خودی مالیاتی است که برعهده ی شرکت ما است فارغ از اینکه چه کسی آن را به سازمان مالیاتی پرداخت می کند مثل مالیات برعملکرد ، مالیات درآمد اجاره ، مالیات حق تمبر و.. و مالیات ناخودی مالیات برعهده ی دیگران است که شرکت ما مکلف به پرداخت آن به سازمان مالیاتی است مثل مالیات بر حقوق کارکنان، مالیات ارزش افزوده در صورتی که واسطه کالا و خدمات باشیم این طبقه بندی از این حیث مفید است که نحوه ی برخورد با مالیات های قرارگرفته در هر طبقه در شرکت متفاوت از هم می باشد در صورتی کا طبقه بندی مالیات از دیدگاه سازمان مالیاتی هیچ تاثیری در رفتار ما در شرکت نخواهد داشتپ

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رضایی تاريخ: يکشنبه 20 خرداد 1403 ساعت: 15:22

صفحه بندی